☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۴۴۶

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

گر چپ و راست طعنه و تشنیع بیهده‌ست — از عشق برنگردد آن کس که دلشده‌ست

مه نور می‌فشاند و سگ بانگ می‌کند — مه را چه جرم خاصیت سگ چنین بده‌ست

کوهست نیست که که به بادی ز جا رود — آن گله پشه‌ست که بادیش ره زده‌ست

گر قاعده است این که ملامت بود ز عشق — کری گوش عشق از آن نیز قاعده‌ست

ویرانی دو کون در این ره عمارتست — ترک همه فواید در عشق فایده‌ست

عیسی ز چرخ چارم می‌گوید الصلا — دست و دهان بشوی که هنگام مایده‌ست

رو محو یار شو به خرابات نیستی — هر جا دو مست باشد ناچار عربده‌ست

در بارگاه دیو درآیی که داد داد — داد از خدای خواه که این جا همه دده‌ست

گفته‌ست مصطفی که ز زن مشورت مگیر — این نفس ما زن‌ست اگر چه که زاهده‌ست

چندان بنوش می که بمانی ز گفت و گو — آخر نه عاشقی و نه این عشق میکده‌ست

گر نظم و نثر گویی چون زر جعفری — آن سو که جعفرست خرافات فاسده‌ست

← Önceki 446 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı