☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۴۴۸

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

امروز روز نوبت دیدار دلبرست — امروز روز طالع خورشید اکبرست

دی یار قهرباره و خون خواره بود لیک — امروز لطف مطلق و بیچاره پرورست

از حور و ماه و روح و پری هیچ دم مزن — کان‌ها به او نماند او چیز دیگرست

هر کس که دید چهره او نشد خراب — او آدمی نباشد او سنگ مرمرست

هر مؤمنی که ز آتش او باخبر بود — در چشم صادقان ره عشق کافرست

ای آنکه باده‌های لبش را تو منکری — در چشم من نگر که پر از می چو ساغرست

زد حلقه روح قدس، مه من بگفت :«کیست؟» — آواز داد او که کمین بنده بر درست

گفتا که با تو کیست بگفت او که عشق تو — گفتا کجاست عشق بگفت اندر این برست

ای سیمبر به من نظری کن زکات حسن — کاین چشم من پر از در و رخسار از زرست

گفت از شکاف در تو به من درنگر از آنک — دستیم بر در تو و دستیم بر سرست

گفتا که ذره ذره جهان عاشق منند — رو رو که این متاع بر ما محقرست

پیش آ تو شمس مفخر تبریز شاه عشق — کاین قصه ی پرآتش، از حرف برترست

← Önceki 448 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı