☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۴۶۴

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

نوبت وصل و لقاست نوبت حشر و بقاست — نوبت لطف و عطاست بحر صفا در صفاست

درج عطا شد پدید غره دریا رسید — صبح سعادت دمید صبح چه نور خداست

صورت و تصویر کیست این شه و این میر کیست — این خرد پیر کیست این همه روپوش‌هاست

چاره روپوش‌ها هست چنین جوش‌ها — چشمه این نوش‌ها در سر و چشم شماست

در سر خود پیچ لیک هست شما را دو سر — این سر خاک از زمین وان سر پاک از سماست

ای بس سرهای پاک ریخته در پای خاک — تا تو بدانی که سر زان سر دیگر به پاست

آن سر اصلی نهان وان سر فرعی عیان — دانک پس این جهان عالم بی‌منتهاست

مشک ببند ای سقا می‌نبرد خنب ما — کوزه ادراک‌ها تنگ از این تنگناست

از سوی تبریز تافت شمس حق و گفتمش — نور تو هم متصل با همه و هم جداست

← Önceki 464 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı