☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۴۶۷

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

آنک چنان می‌رود ای عجب او جان کیست — سخت روان می‌رود سرو خرامان کیست

حلقه آن جعد او سلسله پای کیست — زلف چلیپاوشش آفت ایمان کیست؟

در دل ما صورتیست ای عجب آن نقش کیست؟ — وین همه بوهای خوش از سوی بستان کیست

دیدم آن شاه را آن شه آگاه را — گفتم این شاه کیست خسرو و سلطان کیست

چون سخن من شنید گفت به خاصان خویش — کاین همه درد از کجاست حال پریشان کیست

عقل روان سو به سو روح دوان کو به کو — دل همه در جست و جو یا رب جویان کیست

دل چه نهی بر جهان باش در او میهمان — بنده ی آن شو که او داند مهمان کیست

در دل من دار و گیر هست دو صد شاه و میر — این دل پرغلغله مجلس و ایوان کیست

عرصه دل بی‌کران گم شده در وی جهان — ای دل دریاصفت سینه بیابان کیست

غم چه کند با کسی داند غم از کجاست — شاد ابد گشت آنک داند شادان کیست

ای زده لاف کرم گفته که من محسنم — مرگ تو گوید تو را کاین همه احسان کیست

آن دم کاین دوستان با تو دگرگون شوند — پس تو بدانی که این جمله طلسم آن کیست

نقد سخن را بمان سکه سلطان بجو — کای زر کامل عیار نقد تو از کان کیست

← Önceki 467 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı