← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۵۰۰
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
قبله امروز جز شهنشه نیست — هر که آید به در بگو ره نیست
عذر گو وز بهانه آگه باش — همه خفتند و یک کس آگه نیست
نگذارد نه کوته و نه دراز — آتشی کو دراز و کوته نیست
در چَهِ طبع تو خیالاتست — یوسفی بیخیال در چه نیست
چون که گندم رسید مغز آکند — همره ماست و همره که نیست
پاره پاره کند یکایک را — عشق آن یک که پاره ده نیست
گه گهی میکشند گوش تو را — سوی آن عالمی که گه گه نیست
شمس تبریز شاه ترکانست — رو به صحرا که شه به خرگه نیست