← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۵۱۳
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
کیست در این شهر که او مست نیست — کیست در این دور کز این دست نیست
کیست که از دمدمه روح قدس — حامله چون مریم آبست نیست
کیست که هر ساعت پنجاه بار — بسته آن طره چون شست نیست
چیست در آن مجلس بالای چرخ — از می و شاهد که در این پست نیست
مینهلد می که خرد دم زند — تا بنگویند که پیوست نیست
جان بر او بسته شد و لنگ ماند — زانک از این جاش برون جست نیست
بوالعجب بوالعجبان را نگر — هیچ تو دیدی که کسی هست نیست
برپرد آن دل که پرش شه شکست — بر سر این چرخ کش اشکست نیست
نیست شو و واره از این گفت و گوی — کیست کز این ناطقه وارست نیست