☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۵۱۹

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

ای دل فرو رو در غمش کالصبر مفتاح الفرج — تا رو نماید مرهمش کالصبر مفتاح الفرج

چندان فرو خور اندُهان تا پیشت آید ناگهان — کرسی و عرش اعظمش کالصبر مفتاح الفرج

خندان شو از نور جهان تا تو شوی سور جهان — ایمن شوی از ماتمش کالصبر مفتاح الفرج

باری دلم از مرد و زن برکَند مهر خویشتن — تا عشق شد خال و عمش کالصبر مفتاح الفرج

گر سینه آیینه کنی بی‌کبر و بی‌کینه کنی — در وی ببینی هر دمش کالصبر مفتاح الفرج

چون آسمان گر خم دهی در امر و فرمان وا رهی — زین آسمان و از خمش کالصبر مفتاح الفرج

هم بجهی از ما و منی هم دیو را گردن زنی — در دست پیچی پرچمش کالصبر مفتاح الفرج

اقبال خویش آید تو را دولت به پیش آید تو را — فرخ شوی از مقدمش کالصبر مفتاح الفرج

دیوی‌ست در اسرار تو کز وی نگون شد کار تو — بر بند این دم محکمش کالصبر مفتاح الفرج

دارد خدا خوش عالمی منگر در این عالم دمی — جز حق نباشد محرمش کالصبر مفتاح الفرج

خامش بیان سر مکن خامش که سر من لدن — چون می‌زند اندرهمش کالصبر مفتاح الفرج

← Önceki 519 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı