☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۵۵۱

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

جان و جهان چو روی تو در دو جهان کجا بود — گر تو ستم کنی به جان از تو ستم روا بود

چون همه سوی نور تست کیست دورو به عهد تو — چون همه رو گرفته‌ای روی دگر کجا بود

آنک بدید روی تو در نظرش چه سرد شد — گنج که در زمین بود ماه که در سما بود

با تو برهنه خوشترم جامه تن برون کنم — تا که کنار لطف تو جان مرا قبا بود

ذوق تو زاهدی برد جام تو عارفی کشد — وصف تو عالمی کند ذات تو مر مرا بود

هر که حدیث جان کند با رخ تو نمایمش — عشق تو چون زمردی گرچه که اژدها بود

هر که رخش چنین بود شاه غلام او شود — گرچه که بنده‌ای بود خاصه که در هوا بود

این دل پاره پاره را پیش خیال تو نهم — گر سخن وفا کند گویم کاین وفا بود

چون در ماجرا زنم خانه شرع وا شود — شاهد من رخش بود نرگس او گوا بود

از تبریز شمس دین چونک مرا نعم رسد — جز تبریز و شمس دین جمله وجود لا بود

← Önceki 551 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı