← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۵۵۲
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
چیست صلای چاشتگه خواجه به گور میرود — دیر به خانه وارسد منزل دور میرود
در عوض بت گزین کژدم و مار همنشین — وز تتق بریشمین سوی قبور میرود
شد می و نقل خوردنش عشرت و عیش کردنش — سخت شکست گردنش سخت صبور میرود
زهره نداشت هیچ کس تا بر او زند نفس — پخته شود از این سپس چون به تنور میرود
صاف صفا نمیرود راه وفا نمیرود — مست خدا نمیرود مست غرور میرود
ای خنک آن که پیش شد بنده دین و کیش شد — موسی وقت خویش شد جانب طور میرود
چند برید جامهها بست بسی عمامهها — چون که نداشت ستر حق ناکس و عور میرود
آنک ز روم زاده بد جانب روم وارود — وان که ز غور زاده بد هم سوی غور میرود
آن که ز نار زاده بد همچو بلیس نار شد — وان که ز نور زاده بد هم سوی نور میرود
آن که ز دیو زاده بد دست جفا گشاده بد — هیچ گمان مبر که او در بر حور میرود
بانمکان و چابکان جانب خوان حق شده — وان دل خام بینمک در شر و شور میرود
طبل سیاستی ببین کز فزع نهیب او — شیر چو گربه میشود میر چو مور میرود
بس که بیان سر تو گرچه به لب نیاوری — همچو خیال نیکوان سوی صدور میرود