← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۵۵۹
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
زهره عشق هر سحر بر در ما چه میکند — دشمن جان صد قمر بر در ما چه میکند
هر که بدید از او نظر باخبرست و بیخبر — او ملکست یا بشر بر در ما چه میکند
زیر جهان زبر شده آب مرا ز سر شده — سنگ از او گهر شده بر در ما چه میکند
ای بت شنگ پردهای گر تو نه فتنه کردهای — هر نفسی چنین حشر بر در ما چه میکند
گر نه که روز روشنی پیشه گرفته رهزنی — روز به روز و ره گذر بر در ما چه میکند
ور نه که دوش مست او آمد و درشکست او — پس به نشانه این کمر بر در ما چه میکند
گر نه جمال حسن او گرد برآرد از عدم — این همه گرد شور و شر بر در ما چه میکند
از تبریز شمس دین سوی که رای میکند — بحر چه موج زد گهر بر در ما چه میکند