☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۵۹۶

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

آن مه که ز پیدایی در چشم نمی‌آید — جان از مزه عشقش بی‌گشن همی‌زاید

عقل از مزه بویش وز تابش آن رویش — هم خیره همی‌خندد هم دست همی‌خاید

هر صبح ز سیرانش می‌باشم حیرانش — تا جان نشود حیران او روی بننماید

هر چیز که می‌بینی در بی‌خبری بینی — تا باخبری والله او پرده بنگشاید

دم همدم او نبوَد جان محرم او نبوَد — و اندیشه که این داند او نیز نمی‌شاید

تن پرده بدوزیده جان برده بسوزیده — با این دو مخالف دل بر عشق بنبساید

دو لشکر بیگانه تا هست در این خانه — در چالش و در کوشش جز گرد بنفزاید

در زیر درخت او می‌ناز به بخت او — تا جان پر از رحمت تا حشر بیاساید

از شاه صلاح الدین چون دیده شود حق‌بین — دل رو به صلاح آرد جان مشعله برباید

← Önceki 596 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı