← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۶۴۷
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
تدبیر کند بنده و تقدیر نداند — تدبیر به تقدیر خداوند چه ماند
بنده چو بیندیشد پیداست چه بیند — حیلت بکند لیک خدایی بنداند
گامی دو چنان آید کو راست نهادست — وان گاه که داند که کجاهاش کشاند
استیزه مکن مملکت عشق طلب کن — کاین مملکتت از ملک الموت رهاند
شه را تو شکاری شو کم گیر شکاری — کاشکار تو را باز اجل بازستاند
خامش کن و بگزین تو یکی جای قراری — کان جا که گزینی ملک آن جات نشاند