☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۶۵۲

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

تدبیر کند بنده و تقدیر نداند — تدبیر به تقدیر خداوند نماند

بنده چو بیندیشد پیداست چه بیند — حیله بکند لیک خدایی نتواند

گامی دو چنان آید کو راست نهادست — وان گاه که داند که کجاهاش کشاند

استیزه مکن مملکت عشق طلب کن — کاین مملکتت از ملک الموت رهاند

باری تو بهل کام خود و نور خرد گیر — کاین کام تو را زود به ناکام رساند

اشکاری شه باش و مجو هیچ شکاری — کاشکار تو را باز اجل بازستاند

چون باز شهی رو به سوی طبله بازش — کان طبله تو را نوش دهد طبل نخواند

از شاه وفادارتر امروز کسی نیست — خر جانب او ران که تو را هیچ نراند

زندانی مرگند همه خلق، یقین دان — محبوس تو را از تک زندان نرهاند

دانی که در این کوی رضا بانگ سگان چیست — تا هر که مخنث بود آنش برماند

حاشا ز سواری که بود عاشق این راه — که بانگ سگ کوی دلش را بتپاند

← Önceki 652 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı