☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۶۶۶

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

چمن جز عشق تو کاری ندارد — وگر دارد چو من باری ندارد

چه بی‌ذوقست آن کش عشق نبود — چه مرده‌ست آن که او یاری ندارد

به غیر قوت تن قوتی ننوشد — بجز دنیا سمن زاری ندارد

هر آنک ترک خر گوید ز مستی — غم پالان و افساری ندارد

ز خر رست و روان شد پابرهنه — به گلزاری که آن خاری ندارد

چه غم دارد که خر رفت و رسن برد — بر او خر چو مقداری ندارد

مشو غره به ازرق پوش گردون — که اندر زیر ایزاری ندارد

درافکن فتنه دیگر در این شهر — که دور عشق هنجاری ندارد

بدران پرده‌ها را زانک عاشق — ز بی‌شرمی غم و عاری ندارد

بزن آتش در این گفت و در آن کس — که در گفت تو اقراری ندارد

← Önceki 666 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı