☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۶۷۸

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

به صورت یار من چون خشمگین شد — دلم گفت اه مگر با من به کین شد

به صد وادی فرورفتم به سودا — که چه چاره که چاره گر چنین شد

به سوی آسمان رفتم چو دیوان — از این درد آسمان من زمین شد

مرا گفتند راه راست برگیر — چه ره گیرم که یار راستین شد

مرا هم راه و همراهست یارم — که روی او مرا ایمان و دین شد

به زیر گلبنش هر کس که بنشست — سعادت با نشستش همنشین شد

در این گفتارم آن معنی طلب کن — نفس‌های خوشم او را کمین شد

ازیرا اسم‌ها عین مسماست — ز عین اسم آدم عین بین شد

اگر خواهی که عین جمع باشی — همین شد چاره و درمان همین شد

مخوان این گنج نامه دیگر ای جان — که این گنج از پی حکمت دفین شد

به کهگل چون بپوشم آفتابی — جهانی کی درون آستین شد

اگر تو زین ملولی وای بر تو — که تو پیرار مردی این یقین شد

زره بر آب می‌دان این سخن را — همان آبست الا شکل چین شد

ز خود محجوبشان کردم به گفتن — به پیش حاسدان واجب چنین شد

خمش باشم لب از گفتن ببندم — که مشتی بیس با پیری قرین شد

← Önceki 678 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı