☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۶۷۹

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

چو دیوم عاشق آن یک پری شد — ز دیو خویشتن یک سر بری شد

چو ناگاهان بدیدش همچو برقی — برون پرید عقلش را سری شد

در انگشت پری مُهر سلیمان — چو دید آن جان و دل در چاکری شد

چو سر چاکری عشق دریافت — فراز هفت چرخ مهتری شد

چو لب تر کرد او از جام عشقش — بدان خشکی لب او از تری شد

چو شد او مشتری عشق جنی — کمینه بندگانش مشتری شد

چو گاوی بود بی‌جان و زبان دیو — بداد جان و عشقش سامری شد

همه جور و جفا و محنت عشق — بر او شیرین چو مهر مادری شد

مگر درد فراق و جور هجران — که تاب آن نبودش زان بری شد

ز دست هجر او تا پیش مخدوم — که شمس‌الدین است بهر داوری شد

چو دیو آمد به پیشش خاک بوسید — از آتش با ملایک همپری شد

از آن مستی به تبریز است گردان — که از جانش هوای کافری شد

← Önceki 679 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı