← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۶۸۶
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
ای مطرب جان چو دف به دست آمد — این پرده بزن که یار مست آمد
چون چهره نمود آن بت زیبا — ماه از سوی چرخ بت پرست آمد
ذرات جهان به عشق آن خورشید — رقصان ز عدم به سوی هست آمد
غمگین ز چه ای مگر تو را غولی — از راه ببرد و همنشست آمد
زان غول ببر بگیر سغراقی — کان بر کف عشق از الست آمد
این پرده بزن که مشتری از چرخ — از بهر شکستگان به پست آمد
در حلقه این شکستگان گردید — کان دولت و بخت در شکست آمد
این عشرت و عیش چون نماز آمد — وین دردی درد آبدست آمد
خامش کن و در چمن تماشا کن — بلبل از گفت پای بست آمد