← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۶۹۱
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
هر چند که بلبلان گزینند — مرغان دگر خمش نشینند
خود گیر که خرمنی ندارند — نه از خرمن فقر دانه چینند
از حلقه برون نهایم ما نیز — هر چند که آن شهان نگینند
گر ولوله مرا نخواهند — از بهر چه کارم آفرینند
شیرین و ترش مراد شاهست — دو دیگ نهاده بهر اینند
بایست بود ترش به مطبخ — چون مخموران بدان رهینند
هر حالت ما غذای قومیست — زین اغذیه غیبیان سمینند
مرغان ضمیر از آسمانند — روزی دو سه بسته زمینند
زانشان ز فلک گسیل کردند — هر چند ستارگان دینند
تا قدر وصال حق بدانند — تا درد فراق حق بینند
بر خاک قراضه گر بریزند — آن را نهلند و برگزینند
شمس تبریز کم سخن بود — شاهان همه صابر و امینند