← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۶۹۶
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
بیچاره کسی که زر ندارد — وز معدن زر خبر ندارد
بیچاره دلی که ماند بیتو — طوطیست ولی شکر ندارد
دارد هنر و هزار دولت — افسوس که آن دگر ندارد
میگوید دست جام بخشش — ما بدهیمش اگر ندارد
بر وی ریزییم آب حیوان — گر آب بر آن جگر ندارد
بی برگان را دهیم برگی — زان برگ که شاخ تر ندارد
آنها که ز ما خبر ندارند — گویند دعا اثر ندارد
نزدیک آمد که دیده بخشیم — آن را که به ما نظر ندارد
خاموش که مشکلات جان را — جز دست خدای برندارد