☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۶۹۸

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

آن کس که ز تو نشان ندارد — گر خورشیدست آن ندارد

ما بر در و بام عشق حیران — آن بام که نردبان ندارد

دل چون چنگست و عشق زخمه — پس دل به چه دل فغان ندارد

امروز فغان عاشقان را — بشنو که تو را زیان ندارد

هر ذره پر از فغان و ناله‌ست — اما چه کند زبان ندارد

رقص است زبان ذره زیرا — جز رقص دگر بیان ندارد

هر سو نگران تست دل‌ها — وان سو که توی گمان ندارد

این عالم را کرانه‌ای هست — عشق من و تو کران ندارد

مانند خیال تو ندیدم — بوسه دهد و دهان ندارد

ماننده غمزه‌ات ندیدم — تیر اندازد کمان ندارد

دادی کمری که بر میان بند — طفل دل من میان ندارد

گفتی که به سوی ما روان شو — بی لطف تو جان روان ندارد

← Önceki 698 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı