← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۷۰۵
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
ای کز تو همه جفا وفا شد — آن عهد و وفای تو کجا شد
با روی تو سور شد عزاها — بی روی تو سورها عزا شد
شد بیقدمت سرا خرابه — باز از تو خرابهها سرا شد
از دعوت تو فنا شود هست — وز هجر تو هستها فنا شد
ای کشته مرا به جرم آنک — از من راضی به جان چرا شد
آن تخم عطای تست در جان — کو را کف دست باسخا شد
اعنات مهیجست جان را — ور نی ز چه روی جان گدا شد
گر عاشق داد نیست جودت — پس جان ز چه عاشق دعا شد
زد پرتو ساقییت بر ابر — کز عکس تو ابرها سقا شد
زد عکس صبوری تو بر کوه — تسکین زمین و متکا شد
زد عکس بلندی تو بر چرخ — معنی تو صورت سما شد
از حسن تو خاک هم خبر یافت — شد یوسف خوب و دلربا شد
از گفت بدار چنگ کز وی — بی گفت تو فهم بانوا شد