☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۷۰۷

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

آن یوسف خوش عذار آمد — وان عیسی روزگار آمد

وان سنجق صد هزار نصرت — بر موکب نوبهار آمد

ای کار تو مرده زنده کردن — برخیز که روز کار آمد

شیری که به صید شیر گیرد — سرمست به مرغزار آمد

دی رفت و پریر نقد بستان — کان نقد خوش عیار آمد

این شهر امروز چون بهشتست — می‌گوید شهریار آمد

می‌زن دهلی که روز عیدست — می‌کن طربی که یار آمد

ماهی از غیب سر برون کرد — کاین مه بر او غبار آمد

از خوبی آن قرار جان‌ها — عالم همه بی‌قرار آمد

هین دامن عشق برگشایید — کز چرخ نهم نثار آمد

ای مرغ غریب پربریده — بر جای دو پر چهار آمد

هان ای دل بسته سینه بگشا — کان گمشده در کنار آمد

ای پای بیا و پای می‌کوب — کان سرده نامدار آمد

از پیر مگو که او جوان شد — وز پار مگو که پار آمد

گفتی با شه چه عذر گویم — خود شاه به اعتذار آمد

گفتی که کجا رهم ز دستش — دستش همه دستیار آمد

ناری دیدی و نور آمد — خونی دیدی عقار آمد

آن کس که ز بخت خود گریزد — بگریخته شرمسار آمد

خامش کن و لطف‌هاش مشمر — لطفیست که بی‌شمار آمد

← Önceki 707 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı