☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۷۰۸

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

برخیز که ساقی اندر آمد — وآن جان هزار دلبر آمد

آمد می ناب وز پی نُقل — بادام و نبات و شکر آمد

آن جان و جهان رسید و از وی — صد جان جهان مصور آمد

مُشک آمد پیش طرهٔ او — کآن طره ز حسن بر سر آمد

زد حلقهٔ مشک فام و می‌گفت — «بگشای که بنده عنبر آمد»

از تابش لعل او چه گویم؟ — کز لعل و عقیق برتر آمد

زان سنبل ابروش حیاتم — با برگ و لطیف و اخضر آمد

در ده می خام و بین که ما را — در مجلس خام دیگر آمد

آن رائت سرخ کز نهیبش — اسپاه فرج مظفر آمد

هر کار که بسته گشت و مشکل — آن کار بِدو میسر آمد

می ده که سر سخن ندارم — زیرا که سخن چو لنگر آمد

← Önceki 708 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı