☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۷۱۴

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

اول نظر ار چه سرسری بود — سرمایه و اصل دلبری بود

گر عشق وبال و کافری بود — آخر نه به روی آن پری بود

آن جام شراب ارغوانی — وان آب حیات زندگانی

وان دیده بخت جاودانی — آخر نه به روی آن پری بود

جمعیت جان‌های خرم — در سایه آن دو زلف درهم

در مجلس و بزم شاه اعظم — آخر نه به روی آن پری بود

از رنگ تو گشته‌ایم بی‌رنگ — زان سوی جهان هزار فرسنگ

آن دم که بماند جان ما دنگ — آخر نه به روی آن پری بود

در عشق پدید شد سپاهی — در سایه چتر پادشاهی

افتاده دلم میان راهی — آخر نه به روی آن پری بود

همچون مه نو ز غم خمیدن — چون سایه به رو و سر دویدن

از عالم دل ندا شنیدن — آخر نه به روی آن پری بود

آن مه که بسوخت مشتری را — بشکست بتان آزری را

گر دل بگزید کافری را — آخر نه به روی آن پری بود

گر هجده هزار عالم ای جان — پر گشت ز قیل  و قالم  ای جان

وان شعله نور حالم ای جان — آخر نه به روی آن پری بود

گر داد طریق عشق دادیم — ور زان مه و آفتاب شادیم

ور دیده نو در او گشادیم — آخر نه به روی آن پری بود

آن دم که ز ننگ خویش رستیم — وان می که ز بوش بود مستیم

وان ساغرها که درشکستیم — آخر نه به روی آن پری بود

باغی که حیات گشت وصلش — خوشتر ز بهار و چار فصلش

شمس تبریز اصل اصلش — آخر نه به روی آن پری بود

← Önceki 714 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı