☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۷۱۵

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

اول نظر ار چه سرسری بود — سرمایه و اصل دلبری بود

گر عشق وبال و کافری بود — آخر نه به روی آن پری بود

زان رنگ تو گشته‌ایم بی‌رنگ — زان سوی خرد هزار فرسنگ

گر روم گزید جان اگر زنگ — آخر نه به روی آن پری بود

رو کرده به چتر پادشاهی — وز نور مشارقش سپاهی

گر یاوه شد او ز شاهراهی — آخر نه به روی آن پری بود

همچون مه بی‌پری پریدن — چون سایه به رو و سر دویدن

چون سرو ز بادها خمیدن — آخر نه به روی آن پری بود

زان مه که نواخت مشتری را — جان داد بتان آزری را

گر سهو فتاد سامری را — آخر نه به روی آن پری بود

گر هجده هزار عالم ای جان — پر گشت ز قال و قالم ای جان

گر حالم وگر محالم ای جان — آخر نه به روی آن پری بود

چون ماه نزارگشته شادیم — کاندر پی آفتاب رادیم

ور هم به خسوف درفتادیم — آخر نه به روی آن پری بود

ناموس شکسته‌ایم و مستیم — صد توبه و عهد را شکستیم

ور دست و ترنج را بخستیم — آخر نه به روی آن پری بود

زان جام شراب ارغوانی — زان چشمه آب زندگانی

گر داد فضولیی نشانی — آخر نه به روی آن پری بود

فصلی به جز این چهار فصلش — نی فصل ربیع و اصل اصلش

گر لاف زدیم ما ز وصلش — آخر نه به روی آن پری بود

خاموش که گفتنی نتان گفت — رازش باید ز راه جان گفت

ور مست شد این دل و نشان گفت — آخر نه به روی آن پری بود

← Önceki 715 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı