← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۷۲۴
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
گر مایهٔ دهر جان فزا بود — زیرا که در او پری ما بود
مر پریان را ز حیرت او — هر گوشه مقال و ماجرا بود
عقلست چراغ ماجراها — آن جا هش و عقل از کجا بود
در صرصر عشق عقل پشهست — آن جا چه مجال عقلها بود
از احمد پا کشید جبریل — از سدره سفر چو ماورا بود
گفتا که بسوزم ار بیایم — کان سو همه عشق بد ولا بود
تعظیم و مواصلت دو ضدند — در فسحت وصل آن هبا بود
آن جا لیلی شدست مجنون — زیرا که جنون هزار تا بود
آن جا حسنی نقاب بگشود — پیراهن حسنها قبا بود
یوسف در عشق بد زلیخا — نی زهره و چنگ و نی نوا بود
وان نافخ صور مانده بیروح — کان جا جز روح دوست لا بود
در بحر گریخت این مقالات — زیرا هنگام آشنا بود