☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۷۴۰

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

مشک و عنبر گر ز مشک زلف یارم بو کند — بوی خود را واهلد در حال و زلفش بو کند

کافر و مؤمن گر از خوی خوشش واقف شوند — خوی را خود واکند در حین و خو با او کند

آفتابی ناگهان از روی او تابان شود — پردها را بردرد وین کار را یک سو کند

چنگ تن‌ها را به دست روح‌ها زان داد حق — تا بیان سر حق لایزالی او کند

تارهای خشم و عشق و حقد و حاجت می‌زند — تا ز هر یک بانگ دیگر در حوادث رو کند

شاد با چنگ تنی کز دست جان حق بستدش — بر کنار خود نهاد و ساز آن را هو کند

اوستاد چنگ‌ها آن چنگ باشد در جهان — وای آن چنگی که با آن چنگ حق پهلو کند

باز هم در چنگ حق تاریست بس پنهان و خوش — کو به ناگه وصف آن دو نرگس جادو کند

نرگسان مست شمس الدین تبریزی که هست — چشم آهو تا شکار شیر آن آهو کند

← Önceki 740 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı