☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۷۴۶

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

برنشست آن شاه عشق و دام ظلمت بردرید — همچو ماه هفت و هشت و آفتاب روز عید

اختران در خدمت او صد هزار اندر هزار — هر یکی از نور روی او مزید اندر مزید

چون در آن دور مبارک برج‌ها را می‌گذشت — سوی برج آتشین عاشقان خود رسید

در دلش یاد من آمد هر طرف کرد التفات — مر مرا در هیچ صفی آن زمان آن جا ندید

موج دریاهای رحمت از دلش در جوش شد — هم نظر می‌کرد هر سو هم عنان را می‌کشید

گفت نزدیکان خود را کان فلان غایب چراست — آن خراب عاشق حاضرمثال ناپدید

آنک دیده هر شبش در سوختن مانند شمع — آنک هر صبحی که آمد ناله‌های او شنید

آنک آتش‌های عالم ز آتش او کاغ کرد — تا فسون می‌خواند عشق و بر دل او می‌دمید

آن یکی خاکی که چون مهتاب بر وی تافتیم — همچو مهتاب از ثری سوی ثریا می‌دوید

آنک چون جرجیس اندر امتحان عشق ما — گشت او صد بار زنده کشته شد صد ره شهید

آنک حامل شد عدم از آفرینش بخت نیک — ناف او بر عشق شمس الدین تبریزی برید

← Önceki 746 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı