← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۷۶۳
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
خنک آن کس که چو ما شد، همگی لطف و رضا شد — ز جفا رَست و ز غصّه، همه شادی و وفا شد
ز طرب چون طربون شد، خِرَد از باده زبون شد — گروِ عشق و جنون شد گهرِ بحرِ صفا شد
مَه و خورشید نظر شد، که از او خاک چو زر شد — به کَرَم بحر گهر شد به روش بادِ صبا شد
چو شهِ عشق کشیدش، ز همه خَلق بُریدش — نظرِ عشق گزیدش، همه حاجات روا شد
به سفر چون مَهِ گردون به شبِ چارده پُر شد — به نظرهای الهی به یکی لحظه کجا شد
چو زمین بود فلک شد همگی حسن و نمک شد — بشری بود ملک شد مگسی بود هما شد