← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۷۷۴
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
به میان دل خیال مه دلگشا درآمد — چو نه راه بود و نی در عجب از کجا درآمد
بت و بت پرست و مؤمن همه در سجود رفتند — چو بدان جمال و خوبی بت خوش لقا درآمد
دل آهنم چو آتش چه خوش است در منارش — نه که آینه شود خوش چو در او صفا درآمد
به چه نوع شکر گویم که شکرستان شکرم — ز در جفا برون شد ز در وفا درآمد
همه جورها وفا شد همه تیرگی صفا شد — صفت بشر فنا شد صفت خدا درآمد
همه نقشها برون شد همه بحر آبگون شد — همه کبریا برون شد همه کبریا درآمد
همه خانهها که آمد در آن به سوی دریا — چو فزود موج دریا همه خانهها درآمد
همه خانهها یکی شد دو مبین به آب بنگر — که جدا نیند اگر چه که جدا جدا درآمد
همه کوزهها بیارید همه خنبها بشویید — که رسید آب حیوان و چنین سقا درآمد