☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۷۸۷

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

آنچ روی تو کند نور رخ خور نکند — و آنچ عشق تو کند شورش محشر نکند

هر کی بیند رخ تو جانب گلشن نرود — هر کی داند لب تو قصه ساغر نکند

چون رسد طره تو مشک دگر دم نزند — چون رسد پرتو تو عقل دگر سر نکند

مالک الملک چنان سنجق عشاق فراشت — که کسی را هوس ملکت سنجر نکند

تاب آن حسن که در هفت فلک گنجا نیست — جز که آهنگ دل خسته لاغر نکند

دل ویران که در و گنج هوای ابدیست — رخ عاشق ز چه رو همچو رخ زر نکند

من ندانم تو بگو آه چه باشد آن چیز — که دلارام به یک غمزه میسر نکند

توبه کردم که نگویم من از آن توبه شکن — هر کی بیند شکنش توبه دیگر نکند

یا رب ار صبر نیابد ز تو دل ز آتش عشق — تا ابد قصه کند قصه مکرر نکند

گرچه با خاک برابر کند او قالب ما — خاک ما را به دو صد روح برابر نکند

← Önceki 787 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı