☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۷۸۸

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

آه کان طوطی دل بی‌شکرستان چه کند — آه کان بلبل جان بی‌گل و بستان چه کند

آنک از نقد وصال تو به یک جو نرسید — چو گه عرض بود بر سر میزان چه کند

آنک بحر تو چو خاشاک به یک سوش افکند — چو بجویند از او گوهر ایمان چه کند

نقش گرمابه ز گرمابه چه لذت یابد — در تماشاگه جان صورت بی‌جان چه کند

با بد و نیک بد و نیک مرا کاری نیست — دل تشنه لب من در شب هجران چه کند

دست و پا و پر و بال دل من منتظرند — تا که عشقش چه کند عشق جز احسان چه کند

آنک او دست ندارد چه برد روز نثار — و آنک او پای ندارد گه خیزان چه کند

آنک بر پرده عشاق دلش زنگله نیست — پرده زیر و عراقی و سپاهان چه کند

آنک از باده جان گوش و سرش گرم نشد — سرد و افسرده میان صف مستان چه کند

آنک چون شیر نجست از صفت گرگی خویش — چشم آهوفکن یوسف کنعان چه کند

گرچه فرعون به در ریش مرصع دارد — او حدیث چو در موسی عمران چه کند

آنک او لقمه حرص است به طمع خامی — او دم عیسی و یا حکمت لقمان چه کند

بس کن و جمع شو و بیش پراکنده مگو — بی دل جمع دو سه حرف پریشان چه کند

شمس تبریز توی صبح شکرریز توی — عاشق روز به شب قبله پنهان چه کند

← Önceki 788 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı