☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۷۹۵

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

وقت آن شد که ز خورشید ضیایی برسد — سوی زنگی شب از روم لوایی برسد

به برهنه شده عشق قبایی بدهند — وز شکرخانه آن دوست نوایی برسد

این همه کاسه زرین ز بر خوان فلک — بهر آنست که یک روز صلایی برسد

بره و خوشه گردون ز برای خورش است — تا ز خرمنگه آن ماه عطایی برسد

عاشقان را که جز این عشق غذایی دگرست — کاسه کدیه ایشان به ابایی برسد

نوخرانی که رهیدند ز بازار کهن — کهنه کاسد ایشان به بهایی برسد

مه پرستان که ستاره همه شب می‌شمرند — آخر این کوشش و اومید به جایی برسد

رو ترش کرده چو ابری که ببارید جفا — از وفا رست جفا هم به وفایی برسد

آنک دانست یقین مادر گل‌ها خارست — همچو گل خندد چون خار جفایی برسد

خضری گرد جهان لاف زد از آب حیات — تا به گوش دل ما طبل بقایی برسد

گر ز یاران گل آلود بریدی مگری — چون ز گل دور شود آب صفایی برسد

دل خود زین دودلان سرد کن و پاک بشوی — دل خم شسته شود چون به سقایی برسد

ناسزا گفتن از آن دلبر شیرین عجبست — ناسزا گفت که تا جان به سزایی برسد

یار چون سنگ دلان خانه ما را بشکست — تا که هر خانه شکسته به سرایی برسد

دوش در خواب بدیدم صلاح الدین را — گسترد سایه دولت چو همایی برسد

← Önceki 795 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı