☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۸۰۶

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

یا رب این بوی خوش از روضه جان می‌آید — یا نسیمیست کز آن سوی جهان می‌آید

یا رب این آب حیات از چه وطن می‌جوشد — یا رب این نور صفات از چه مکان می‌آید

عجب این غلغله از جوق ملک می‌خیزد — عجب این قهقهه از حور جنان می‌آید

چه سماعست که جان رقص کنان می‌گردد — چه صفیرست که دل بال زنان می‌آید

چه عروسیست چه کابین که فلک چون تتقیست — ماه با این طبق زر به نشان می‌آید

چه شکارست که این تیر قضا پرانست — ور چنین نیست چرا بانگ کمان می‌آید

مژده مژده همه عشاق بکوبید دو دست — کانک از دست بشد دست زنان می‌آید

از حصار فلکی بانگ امان می‌خیزد — وز سوی بحر چنین موج گمان می‌آید

چشم اقبال به اقبال شما مخمورست — این دلیلست که از عین عیان می‌آید

برهیدیت از این عالم قحطی که در او — از برای دو سه نان زخم سنان می‌آید

خوشتر از جان چه بود جان برود باک مدار — غم رفتن چه خوری چون به از آن می‌آید

هر کسی در عجبی و عجب من اینست — کو نگنجد به میان چون به میان می‌آید

بس کنم گرچه که رمزست بیانش نکنم — خود بیان را چه کنیم جان بیان می‌آید

← Önceki 806 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı