☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۸۰۹

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

طرفه گرمابه‌بانی کو ز خلوت برآید — نقش گرمابه یک‌یک در سجود اندرآید

نقش‌های فسرده بی‌خبروار مرده — ز انعکاسات چشمش چشمشان عبهر آید

گوش‌هاشان ز گوشش اهل افسانه گردد — چشم‌هاشان ز چشمش قابل منظر آید

نقش گرمابه بینی هر یکی مست و رقصان — چون معاشر که گه‌گه در می احمر آید

پر شده بانگ و نعره صحن گرمابه ز ایشان — کز هیاهوی و غلغل غرّهٔ محشر آید

نقش‌ها یک‌دگر را جانب خویش خوانند — نقش از آن گوشه خندان سوی این دیگر آید

لیک گرمابه‌بان را صورتی درنیابد — گرچه صورت ز جستن در کر و در فر آید

جمله گشته پریشان او پس و پیش ایشان — ناشناسا شه جان بر سر لشکر آید

گلشن هر ضمیری از رخش پرگل آید — دامن هر فقیری از کفش پرزر آید

دار زنبیل پیشش، تا کند پر ز خویشش — تا که زنبیل فقرت حسرت سنجر آید

برهد از بیش وز کم قاضی و مدعی هم — چونک آن ماه یک‌دم مست در محضر آید

باده خُمخانه گردد مرده مستانه گردد — چوب حنانه گردد چونک بر منبر آید

کم کند از لقاشان بفسرد نقش‌هاشان — گم شود چشم‌هاشان گوش‌هاشان کر آید

باز چون رو نماید چشم‌ها برگشاید — باغ پرمرغ گردد بوستان اخضر آید

رُو به گلزار و بستان دوستان بین و دستان — در پی این عبارت جان بدان معبر آید

آنچ شد آشکارا کِی توان گفت یارا؟ — کلک آن کِی نویسد گرچه در محبر آید؟

← Önceki 809 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı