☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۸۱۰

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

باز شیری با شکر آمیختند — عاشقان با همدگر آمیختند

روز و شب را از میان برداشتند — آفتابی با قمر آمیختند

رنگ معشوقان و رنگ عاشقان — جمله همچون سیم و زر آمیختند

چون بهار سرمدی حق رسید — شاخ خشک و شاخ تر آمیختند

رافضی انگشت در دندان گرفت — هم علی و هم عمر آمیختند

بر یکی تختند این دم هر دو شاه — بلک خود در یک کمر آمیختند

هم شب قدر آشکارا شد چو عید — هم فرشته با بشر آمیختند

هم زبان همدگر آموختند — بی نفور این دو نفر آمیختند

نفس کل و هر چه زاد از نفس کل — همچو طفلان با پدر آمیختند

خیر و شر و خشک و تر زان هست شد — کز طبیعت خیر و شر آمیختند

من دهان بستم تو باقی را بدان — کاین نظر با آن نظر آمیختند

بهر نور شمس تبریزی تنم — شمع وارش با شرر آمیختند

← Önceki 810 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı