☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۸۱۶

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

خلق می‌جنبند مانا روز شد — روز را جان بخش جانا روز شد

چند شب گشتیم ما و چند روز — در غم و شادی تو تا روز شد

در جهان بس شهرها کان جا شبست — اندر این ساعت که این جا روز شد

در شب غفلت جهانی خفته‌اند — ز آفتاب عشق ما را روز شد

هر که عاشق نیست او را روز نیست — هر که را عشقست و سودا روز شد

صبح را در کنج این خانه مجوی — رو به بالا کن به بالا روز شد

بر تو گر خارست بر ما گل شکفت — بر تو گر شامست بر ما روز شد

گر تو از طفلی ز روز آگه نه‌ای — خیز با ما جان بابا روز شد

روز را منکر مشو لا لا مگو — چند لا لا جان لالا روز شد

آفتاب آمد که انشق القمر — بشنو این فرمان اعلا روز شد

پاسبانا بس دگر چوبک مزن — پاسبان و حارس ما روز شد

← Önceki 816 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı