← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۸۲۲
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
عشق اکنون مهربانی میکند — جان جان امروز جانی میکند
در شعاع آفتاب معرفت — ذره ذره غیب دانی میکند
کیمیای کیمیاسازست عشق — خاک را گنج معانی میکند
گاه درها میگشاید بر فلک — گه خرد را نردبانی میکند
گه چو صهبا بزم شادی مینهد — گه چو دریا درفشانی میکند
گه چو روح الله طبیبی میشود — گه خلیلش میزبانی میکند
اعتمادی دارد او بر عشق دوست — گر سماع لن ترانی میکند
اندر این طوفان که خونست آب او — لطف خود را نوح ثانی میکند
بانگ انانستعین ما شنید — لطف و داد و مستعانی میکند
چون قرین شد عشق او با جانها — مو به مو صاحب قرانی میکند
ارمغانهای غریب آورده است — قسمت آن ارمغانی میکند
هر که میبندد ره عشاق را — جاهلی و قلتبانی میکند
سرنگون اندررود در آب شور — هر که چون لنگر گرانی میکند
تا چه خوردست این دهان کز ذوق آن — اقتضای بیزبانی میکند