☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۸۲۴

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

عاشقان پیدا و دلبر ناپدید — در همه عالم چنین عشقی که دید

نارسیده یک لبی بر نقش جان — صد هزاران جان‌ها تا لب رسید

قاب قوسین از علی تیری فکند — تا سپرهای فلک‌ها را درید

ناکشیده دامن معشوق غیب — دل هزاران محنت و ضربت کشید

ناگزیده او لب شیرین لبی — چند پشت دست در هجران گزید

ناچریده از لبش شاخ شکر — دل هزاران عشوه او را چرید

ناشکفته از گلستانش گلی — صد هزاران خار در سینه خلید

گرچه جان از وی ندید الا جفا — از وفاها بر امید او رمید

آن الم را بر کرم‌ها فضل داد — وان جفا را از وفاها برگزید

خار او از جمله گل‌ها دست برد — قفل او دلکشترست از صد کلید

جور او از دور دولت گوی برد — قندها از زهر قهرش بردمید

رد او به از قبول دیگران — لعل و مروارید سنگش را مرید

این سعادت‌های دنیا هیچ نیست — آن سعادت جو که دارد بوسعید

این زیادت‌های این عالم کمیست — آن زیادت جو که دارد بایزید

آن زیادت دست شش انگشت تست — قیمت او کم به ظاهر مستزید

آن سناجو کش سنایی شرح کرد — یافت فردیت ز عطار آن فرید

چرب و شیرین می‌نماید پاک و خوش — یک شبی بگذشت با تو شد پلید

چرب و شیرین از غذای عشق خور — تا پرت برروید و دانی پرید

آخر اندر غار در طفلی خلیل — از سر انگشت شیری می‌مکید

آن رها کن آن جنین اندر شکم — آب حیوانی ز خونی می‌مزید

قد و بالایی که چرخش کرد راست — عاقبت چون چرخ کژقامت خمید

قد و بالایی که عشقش برفراشت — برگذشت آن قدش از عرش مجید

نی خمش کن عالم السر حاضرست — نحن اقرب گفت من حبل الورید

← Önceki 824 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı