☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۸۲۸

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

هر که را اسرار عشق اظهار شد — رفت یاری زانک محو یار شد

شمع افروزان بنه در آفتاب — بنگرش چون محو آن انوار شد

نیست نور شمع هست آن نور شمع — هم نشد آثار و هم آثار شد

همچنان در نور روح این نار تن — هم نشد این نار و هم این نار شد

جوی جویانست و پویان سوی بحر — گم شود چون غرق دریابار شد

تا طلب جنبان بود مطلوب نیست — مطلب آمد آن طلب بی‌کار شد

پس طلب تا هست ناقص بد طلب — چون نماند آگهی سالار شد

هر تن بی‌عشق کو جوید کله — سر ندارد جملگی دستار شد

تا ببیند ناگهانی گلرخی — بر وی آن دستار و سر چون خار شد

همچو من شد در هوای شمس دین — آنک او را در سر این اسرار شد

← Önceki 828 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı