☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۸۳۳

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

مرگ ما هست عروسی ابد — سِر آن چیست هو الله احد

شمس تفریق شد از روزنه‌ها — بسته شد روزنه‌ها رفت عدد

آن عددها که در انگور بود — نیست در شیره کز انگور چکد

هر کی زنده‌ست به نورالله — مرگ این روح مر او راست مدد

بد مگو نیک مگو ایشان را — که گذشتند ز نیکو و ز بد

دیده در حق نه و نادیده مگو — تا که در دیده دگر دیده نهد

دیده دیده بود آن دیده — هیچ غیبی و سِری زو نجهد

نظرش چونک به نورالله است — بر چنان نور چه پوشیده شود

نورها گرچه همه نور حقند — تو مخوان آن همه را نور صمد

نور باقیست که آن نور خدا است — نور فانی صفت جسم و جسد

نور ناریست در این دیده خلق — مگر آن را که حقش سرمه کشد

نار او نور شد از بهر خلیل — چشم خر شد به صفت چشم خرد

ای خدایی که عطایت دیدست — مرغ دیده به هوای تو پرد

قطب این که فلک افلاکست — در پی جستن تو بست رصد

یا ز دیدار تو دید آر او را — یا بدین عیب مکن او را رد

دیده تر دار تو جان را هر دم — نگهش دار ز دام قد و خد

دیده در خواب ز تو بیداری — این چنین خواب کمالست و رشد

لیک در خواب نیابد تعبیر — تو ز خوابش به جهان رغم حسد

ور نه می‌کوشد و بر می‌جوشد — ز آتش عشق احد تا به لحد

← Önceki 833 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı