☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۸۵۵

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

عید آمد و خوش آمد دلدار دلکش آمد — هر مرده‌ای ز گوری برجست و پیشش آمد

دل را زبان بباید تا جان به چنگش آرد — جان پاکشان بیاید کان یار سرکش آمد

جان غرق شهد و شکر از منبع نباتش — مه در میان خرمن زان ترک مه وش آمد

خاک از فروغ نفخش قبله فرشته آمد — کب از جوار آتش همطبع آتش آمد

جان و دل فرشته جفت هوای حق شد — گردون فرشتگان را زان روی مفرش آمد

نر باش و صیقلی کن دل را و نقش برخوان — بی نقش و بی‌جهات این شش سو منقش آمد

آن لعل را در آخر در جیب خویش یابی — بر جیب پاک جیبان نورش مر شش آمد

ز افیون شربت او سرمست خفت بدعت — ز استون رحمت او دولت منعش آمد

ای هوشمند گوشی کو را کشید دستش — وی روسپید رویی کز وی مخمش آمد

خاموش پنج نوبت مشنو ز آسمانی — کان آسمان برون این پنج و این شش آمد

← Önceki 855 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı