☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۸۷۲

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

این عشق جمله عاقل و بیدار می‌کشد — بی تیغ می‌برد سر و بی‌دار می‌کشد

مهمان او شدیم که مهمان همی‌خورد — یار کسی شدیم که او یار می‌کشد

چون یوسفی بدید چو گرگان همی‌درد — چون مؤمنی بدید چو کفار می‌کشد

ما دل نهاده‌ایم که دلداریی کند — یا گر کشد به رحم و به هنجار می‌کشد

نی نی که کشته را دم او جان همی‌دهد — گرچه به غمزه عاشق بسیار می‌کشد

هل تا کشد تو را نه که آب حیات اوست — تلخی مکن که دوست عسل وار می‌کشد

همت بلند دار که آن عشق همتی — شاهان برگزیده و احرار می‌کشد

ما چون شبیم ظل زمین و وی آفتاب — شب را به تیغ صبح گهردار می‌کشد

زنگی شب ببرد چو طرار عقل ما — شحنه صبوح آمد و طرار می‌کشد

شب شرق تا به غرب گرفته سپاه زنگ — رومی روزشان به یکی بار می‌کشد

حاصل مرا چو بلبل مستی ز گلشنیست — چون بلبلم جدایی گلزار می‌کشد

← Önceki 872 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı