☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۸۷۴

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

امروز مرده بین که چه سان زنده می‌شود — آزاد سرو بین که چه سان بنده می‌شود

پوسیده استخوان و کفن‌های مرده بین — کز روح و علم و عشق چه آکنده می‌شود

آن حلق و آن دهان که دریده‌ست در لحد — چون عندلیب مست چه گوینده می‌شود

آن جان به شیشه‌ای که ز سوزن همی‌گریخت — جان را به تیغ عشق فروشنده می‌شود

بسیار دیده‌ای که بجوشد ز سنگ آب — از شهد شیر بین که چه جوشنده می‌شود

امروز کعبه بین که روان شد به سوی حاج — کز وی هزار قافله فرخنده می‌شود

امروز غوره بین که شکر بست از نشاط — امروز شوره بین که چه روینده می‌شود

می‌خند ای زمین که بزادی خلیفه‌ای — کز وی کلوخ و سنگ تو جنبنده می‌شود

غم مرد و گریه رفت بقا‌ی من و تو باد — هر جا که گریه‌ای‌ست کنون خنده می‌شود

آن گلشنی شکفت که از فر بوی او — بی داس و تیش خار تو برکنده می‌شود

پاینده گشت خضر که آب حیات دید — پاینده گشت و دید که پاینده می‌شود

پاینده عمر باد روان لطیف ما — جان را بقاست تن چو قبا ژنده می‌شود

خاموش و خوش بخسپ در این خرمن شکر — زیرا شکر به گفت پراکنده می‌شود

من خامشم ولیک ز هیهای طوطیان — هم نیشکر ز لطف خروشنده می‌شود

← Önceki 874 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı