☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۸۸۴

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

پرده دل می‌زند زهره هم از بامداد — مژده که آن بوطرب داد طرب‌ها بداد

بحر کرم کرد جوش پنبه برون کن ز گوش — آنچ کفش داد دوش ما و تو را نوش باد

عشق همایون پیست خطبه به نام ویست — از سر ما کم مباد سایه این کیقباد

روی خوشش چون شرار خوی خوشش نوبهار — وان دگرش زینهار او هو رب العباد

ز اول روز این خمار کرد مرا بی‌قرار — می‌کشدم ابروار عشق تو چون تندباد

دست دل از رنج رست گرچه دلارام مست — بست سر زلف بست خواجه ببین این گشاد

می‌کشدم موکشان من ترش و سرگران — رو که مراد جهان می‌کشدم بی‌مراد

عقل بر آن عقل ساز ناز همی‌کرد ناز — شکر کز آن گشت باز تا به مقام اوفتاد

پای به گل بوده‌ام زانک دودل بوده‌ام — شکر که دودل نماند یک دله شد دل نهاد

لاف دل از آسمان لاف تن از ریسمان — بگسلم این ریسمان بازروم در معاد

دلبر روز الست چیز دگر گفت پست — هیچ کسی هست کو آرد آن را به یاد

گفت به تو تاختم بهر خودت ساختم — ساخته خویش را من ندهم در مزاد

گفتم تو کیستی گفت مراد همه — گفتم من کیستم گفت مراد مراد

مفتعلن فاعلات رفته بدم از صفات — محو شده پیش ذات دل به سخن چون فتاد

داد دل و عقل و جان مفخر تبریزیان — از مدد این سه داد یافت زمانه سداد

← Önceki 884 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı