☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۸۸۶

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

از رسن زلف تو خلق به جان آمدند — بهر رسن بازیش لولیکان آمدند

در دل هر لولیی عشق چو استاره‌ای — رقص کنان گرد ماه نورفشان آمدند

در هوس این سماع از پس بستان عشق — سروقدان چون چنار دست زنان آمدند

بین که چه ریسیده‌ایم دست که لیسیده‌ایم — تا که چنین لقمه‌ها سوی دهان آمدند

لولیکان قنق در کف گوشه تتق — وز تتق آن عروس شاه جهان آمدند

شاه که در دولتش هر طرفی شاهدی — سینه گشاده به ما بهر امان آمدند

شیوه ابرو کند هر نفسی پیش ما — گرچه که از تیر غمز سخته کمان آمدند

شب رو و عیار باش بر سر هر کوی از آنک — زیر لحاف ازل نیک نهان آمدند

جانب تبریز در شمس حقم دیده‌اند — ترک دکان خواندند چونک به کان آمدند

← Önceki 886 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı