☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۹۰۸

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

چو درد گیرد دندان تو عدو گردد — زبان تو به طبیبی بگرد او گردد

یکی کدو ز کدوها اگر شکست آرد — شکسته بند همه گرد آن کدو گردد

ز صد سبو چو سبوی سبوگری برد آب — همیشه خاطر او گرد آن سبو گردد

شکستگان تویم ای حبیب و نیست عجب — تو پادشاهی و لطف تو بنده جو گردد

به قند لطف تو کاین لطف‌ها غلام ویند — که زهر از او چو شکر خوب و خوب خو گردد

اگر حلاوت لاحول تو به دیو رسد — فرشته خو شود آن دیو و ماه رو گردد

عنایتت گنهی را نظر کند به رضا — چو طاعت آن گنه از دل گناه شو گردد

پلید پاک شود مرده زنده مار عصا — چو خون که در تن آهوست مشک بو گردد

رونده‌ای که سوی بی‌سوییش ره دادی — کجا چو خاطر گمراه سو به سو گردد

تو جان جان جهانی و نام تو عشق است — هر آنک از تو پری یافت بر علو گردد

خمش که هر کی دهانش ز عشق شیرین شد — روا نباشد کو گرد گفت و گو گردد

خموش باش که آن کس که بحر جانان دید — نشاید و نتواند که گرد جو گردد

← Önceki 908 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı