← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۹۱۵
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
بیا که ساقی عشق شرابباره رسید — خبر ببر بر بیچارگان که چاره رسید
امیر عشق رسید و شرابخانه گشاد — شراب همچو عقیقش به سنگ خاره رسید
هزار چشمه شیر و شکر روان شد از او — شکاف کرد و به طفلان گاهواره رسید
هزار مسجد پر شد چو عشق گشت امام — صلوه خیر من النوم از آن مناره رسید
بریز دیگ حلیماب را که کاسه رسید — گشاده هِل سَرِ خُم را که دُردخواره رسید
چو آفتاب جمالش به خاکیان درتافت — زحل ز پرده هفتم پی نظاره رسید
شدیم جمله فریدون چو تاج او دیدیم — شدیم جمله منجم چو آن ستاره رسید
شدیم جمله برهنه چو عشق او زد راه — شدیم جمله پیاده چو او سواره رسید
چو پاره پاره درآمد به لطف آن دلبر — بدان طمع دل پرخون پاره پاره رسید
بده زبان و همه گوش شو در این حضرت — شتاب کن که پی گوش گوشواره رسید