☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۹۱۶

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

درخت و برگ برآید ز خاک این گوید — که «خواجه هر چه بکاری تو را همان روید»

تو را اگر نفسی ماند جز که عشق مکار — که چیست قیمت مردم؟ هر آنچ می‌جوید

بشو دو دست ز خویش و بیا به خوان بنشین — که آب بهر وی آمد که دست و رو شوید

زهی سلیم که معشوق او به خانه اوست — به سوی خانه نیاید؛ گزاف می‌پوید

به سوی مریم آید دوانه گر عیسی‌ست — وگر خر است بهل تا کمیز خر بوید

کسی که همره ساقی‌ست چون بود هشیار؟ — چرا نباشد لمتر؟ چرا نیفزوید؟

کسی که کان عسل شد ترش چرا باشد؟ — کسی که مرده ندارد بگو چرا موید؟

تو را بگویم پنهان که گل چرا خندد — که گلرخیش به کف گیرد و بینبوید

بگو غزل که به صد قرن خلق این خوانند — نسیج را که خدا بافت آن نفرسوید

← Önceki 916 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı