☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۹۳۲

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

مها به دل نظری کن که دل تو را دارد — که روز و شب به مراعاتت اقتضا دارد

ز شادی و ز فرح در جهان نمی‌گنجد — که چون تو یار دلارام خوش لقا دارد

همی‌رسد به گریبان آسمان دستش — که او چو سایه ز ماه تو مقتدا دارد

به آفتاب تو آن را که پشت گرم شود — چرا دلیر نباشد حذر چرا دارد

چرا به پنجه کمرگاه کوه را نکشد — کسی که ز اطلس عشق خوشت قبا دارد

تو خود جفا نکنی ور کنی جفا بر دل — بکن بکن که به کردار تو رضا دارد

چرا نباشد راضی بدان جفای لطیف — که او طراوت آب و دم صبا دارد

در آتش غم تو همچو عود عطاریست — دل شریف که او داغ انبیا دارد

خمش خمش که سخن آفرین معنی بخش — برون گفت سخن‌های جان فزا دارد

← Önceki 932 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı